جاودانگی و تناسخ...
باز هم دستم را بستم، وقتی آن را گشودم چیزی جز مه ندیدم. اما ترانه ای شنیدم در نهایت زیبایی...
xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
من برای همیشه بر این سواحل گام خواهم زد،
در میان ماسه و کف.
مد بلند دریا رد پای مرا خواهد زدود،
و باد کف را خواهد سترد.
اما دریا و ساحل بای همیشه
باقی خواهد ماند.
من آزادم؟
چگونه «من» آزادم خواهم شد، اگر «من» های بار بر دوشم را نکشم ویا اگر همه ی آدمیان آزاد نباشند؟
چگونه برگ هایم در باد خواهند رقصید و نغمه خوان خواهند شد، اگر ریشه هایم در تاریکی خاک بخشکند؟
چگونه عقاب درونم به سوی خورشید اوج خواهند گرفت اگر جوجه های تازه پروازم ،آشیانه ای را که با نوک خویش بنا کرده ام، ترک کنند؟
x x x x x x x x x x x x x x x x x x x x x x x x x
در باره ی من هر چه می خواهی بگو،فردا در باره ی تو قضاوت می کند ، و گفته های تو شاهدی است در حضور محکمه و گواهی در پیشگاه عدالت.
از جبران خلیل جبران...
حقیقت:
خواست و مشیت خداوند است،
در انسان
من هرگز درباره ی حقیقتی که نیازمند توضیح بود تردید نکردم،
مگر آن حقیقتی که خودم را مجبور به تحلیل توضیح آن دیدم . . .
دیوانه!
دیوانه
یکی دیوانه ای آتش برافروخت در آن هنگامه جان خویش راسوخت.
شعری از فریدون مشیری
دوست...
همه اندیشه ام، اندیشه ی اوست.
نمی بینم به غیر از دوست اینجا، خدایا، این منم، یا اوست اینجا؟
«فریدون مشیری»
شاید تکراری باشه اما فکرکنم ضررنمیکنید!!
فکر، فرمانروای وجود است
عقل در وجود ما،قدرت حیرت آوری دارد،پس چه بهتر که پیوسته فکر راحاکم وجود خود سازیم.«گوته»
برهیجانها غلبه کنیم
شدت، زودگذر است.کینه، خشم و انتقام دوام ندارد.فعالیت جسورانه وثابت قرمی برهمه ی اینها خلبه می کند.نیرومند باشید.«آلبت هوبارد»
ایمان واعتقاد
خواستن، توانستن است.
افکاری که موفقیت می افرینند
آنکه جرئت رفتن بدنبال حق خویش را دارد،میتواند با اعتماد ومفتخرباشد طالع باگنجینه های خویش، باستقبال او می اید.«هلر ویلمبنس»
راه تسلط بر فکر
خط حرکت معینی برای خود رسم کن وآنگاه چه درمواقع تنهایی وچه درمیان جمعیت،پیوسته اسن راه را طی کن.«اپیکتت»
خواهم که...
خواهم که شوم ماه به پیشانی عالم
چون روح خدا در بدن خاکی آدم
خواهم که بتابم به شب ظلمت هستی
چون نور محمد که بودحامل خاتم
خواهم که شوم اشک محبت به درعشق
چون لعل درخشان به در ناجی حاتم
خواهم که شوم مشت وبکوبم سر خفت
چون تیشه ی اکبرکه کند ریشه ی ماتم
ای کاش که از اینهمه الهام طبیعت
چون جرعه شوم عاقبتش گوهر این یم.
بنیادهای علم سیاست - 3
بنیادهای علم سیاست - 1
در این مطلب به تعریف،عرصه وتقسیمات علم سیاست می پردازیم.
جا دارد بیان نمایم که تمامی مطالب ذکر شده،از کتاب «بنیادهای علم سیاست» نوشته ی عبدالرحمن عالم گرفته شده است.
در غزل شماره 62، شکسپیر از گناه می گوید!!!
گناه خود پرستی
در سایه درختان جنگل با شاعر بزرگ انگلیسی
در سایه درختان جنگل